نگاشته شده توسط: Sardin | 2011/01/01

کار خیر

یه روز یه دختربچه میاد پیشِ مامانش و میگه :
ماماااان ، من امروز یه کارِ خوب کردم …
مادرِ میگه :
چیکار کردی عزیزم ؟؟؟!!!
میگه : توپ پسرا افتاده بود بالای درخت ، از من خواهش کردن برم توپشونُ بیارم ، منم رفتم.
کار خوبی کردم ؟؟؟!!!

مامانِ میگه :
خاک تو سرت کنن ، گولت زدن !!! میخواستن شُرتتُ ببینن !!!
فردای اون روز ، دوباره دخترِ میگه :
مامااااان من امروز یه کارِ خیر کردم !!!

مادرِ میگه :
دوباره رفتی توپِ پسرا رو از رو درخت آوردی ؟؟؟!!!
خاکِ عالم تو سرت ، نگفتم میخواستن شرتتُ ببینن ؟؟؟!!!

دخترِ میگه :
مامان ، نگران نباش !!!
ایندفه شُرت پام نکرده بودم …


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.